پس از سالها هرج و مرج مالی و ورزشی، آث میلان با ورود سرمایهگذاران بخش خصوصی توانست از بحران خارج شود. بررسی دقیق دوره حضور الیوت منیجمنت نشان میدهد که چگونه ثبات سازمانی و انضباط مالی، سرانجام منجر به قهرمانی سری آ شد. میلان امروز با مالکیت ردبرد کپیتال، الگویی از ترکیب موفقیت ورزشی و سلامت اقتصادی در فوتبال مدرن است.
بازی با جوایز نامحدود • خبرگزاری هوشمند
جهان فوتبال بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سرمایه قرار دارد. در این میان، سرمایهگذاران بخش خصوصی، بهویژه شرکتهای سهام خصوصی (Private Equity)، نقش فزایندهای در مالکیت باشگاهها ایفا میکنند. تصاحب باشگاههایی نظیر آث میلان، چلسی و المپیک لیون نشان میدهد که سرمایهگذاران، فوتبال بینالمللی را به چشم یک بازار رشد جذاب میبینند.
در این تحلیل، به بررسی عمیق این روند میپردازیم. ما فرصتها و همچنین ریسکهای مرتبط با این نوع سرمایهگذاری را بررسی میکنیم. این مطلب، بخش اول از مینیسریال اختصاصی ما درباره آث میلان است. اکنون که الیوت منیجمنت (Elliott Management)، سرمایهگذار معروف، هفته گذشته آخرین سهم مالی خود را واگذار کرد، زمان مناسبی است تا نگاهی به دوران حضور کامل الیوت در این باشگاه بیندازیم.
الیوت نه بهعنوان یک مالک باشگاه رویایی، بلکه بهعنوان یک ناجی مالی وارد عمل شد. این شرکت در سال ۲۰۱۸، در شرایطی که میلان با مشکلات بزرگ مالی و مدیریت ضعیف دست و پنجه نرم میکرد، کنترل باشگاه را در دست گرفت. الیوت به جای نمایش و ریخت و پاش، ثبات را انتخاب کرد. تمرکز این شرکت بر حل و فصل ریسکهای مالی، بهبود سازماندهی و بازسازی زیرساختهای تجاری و ورزشی باشگاه بود. این صبر سرانجام با قهرمانی سری آ در فصل ۲۰۲۱/۲۲ به ثمر نشست و عصر جدیدی را برای میلان آغاز کرد.
در دنیای بینالمللی فوتبال، غالباً از سهام خصوصی انتقاد میشود. مخالفان معتقدند که سرمایهگذاران هویت باشگاهها را تضعیف کرده و فوتبال را بیش از حد تجاری میکنند. اما این سری مقالات به بررسی انتقادی این دیدگاه میپردازد. ما در اینجا تحلیل میکنیم که چگونه سرمایهگذاران، اگر رویکرد درستی داشته باشند، میتوانند باشگاهها را به ثبات برسانند و گاهی حتی به آنها کمک کنند تا هویت از دست رفته خود را بازیابند.
این مطلب اولین بخش از یک مجموعه چهار قسمتی است که به بررسی نفوذ سرمایهگذاران بر دو باشگاه بزرگ شهر میلان: آث میلان و اینتر میپردازد. در هر دو مورد، ورود سرمایه خارجی نه یک سرمایهگذاری لوکس، بلکه یک نجات مالی ضروری بود. این حمایت در نهایت برای هر دو باشگاه حیاتی بود تا سلامت مالی خود را بازیافته، ساختار مدیریتی را بهبود بخشیده و غرور را به هواداران بازگردانند.
تمرکز این بخش نخست بر بازسازی آث میلان تحت نظر الیوت منیجمنت است. این مقاله بهویژه از این رو مهم است که اندکی پس از جدایی نهایی الیوت از باشگاه نوشته شده است. هفته گذشته اعلام شد که ردبرد کپیتال (RedBird Capital) آخرین وام الیوت را بازپرداخت کرده است. این وام بخشی از فرایند فروش باشگاه در سال ۲۰۲۲ بود و این اقدام به طور رسمی به دخالت الیوت در آث میلان پایان میدهد.
این لحظه فرصت خوبی را برای ارزیابی مجدد نقش الیوت در میلان فراهم میکند. برخلاف کلیشههای رایج در مورد سرمایهگذاران آمریکایی سرسخت، نمونه میلان نشان میدهد که چگونه سرمایه نهادی – اگر با دقت استفاده شود – میتواند به یک باشگاه بزرگ سقوط کرده کمک کند تا از نظر مالی باثبات شود، دوباره در زمین رقابت کند و هوادارانش را سربلند سازد.
آث میلان یکی از موفقترین باشگاههای تاریخ فوتبال است. این باشگاه هفت بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا، چهار بار قهرمان جام باشگاههای جهان، ۱۹ بار قهرمان لیگ داخلی و پنج بار قهرمان کوپا ایتالیا شده است. این آمار میلان را در میان نخبگان مطلق فوتبال اروپا قرار میدهد.
با این حال، در پایان دهه ۲۰۱۰، آن موفقیتها دور از دسترس به نظر میرسیدند. در جولای ۲۰۱۸، الیوت منیجمنت پس از اینکه مالک قبلی، لی یونگهونگ، نتوانست بدهی ۳۲ میلیون یورویی خود را بازپرداخت کند، کنترل کامل باشگاه را به دست گرفت. این تصاحب، پایان یک دوره دشوار بود که سالها پیش آغاز شده بود: «دوران بیثباتی». بین فصلهای ۲۰۱۳/۱۴ و ۲۰۱۹/۲۰، میلان اغلب در میانه جدول قرار میگرفت و فاصله زیادی با سطحی داشت که هواداران به آن عادت کرده بودند. بسیاری از طرفداران احساس میکردند که باشگاه هویت خود را از دست داده است.
این احساس با نوستالژی برای دوران پیشین تقویت میشد. در دوره مالکیت سیلویو برلوسکونی، میلان به جاهطلبی و زرق و برق شهرت داشت. بازیکنان بزرگی جذب میشدند، سرمایهگذاریهای قابل توجهی صورت میگرفت و مسابقات در سن سیرو زیر نور ستارگان بزرگ جهان فوتبال برگزار میشد.
اما حتی در سالهای پایانی موفقیت نیز، شکافهایی در ساختار باشگاه پدیدار شده بود. پشت جامها و افتخارات ورزشی، مشکلاتی پنهان بود که بعدها منجر به سقوط شدند.
نگاهی به بنیانهای مالی و ورزشی آث میلان در دوران سیلویو برلوسکونی، روشن میسازد که مشکلات بسیار زودتر آغاز شده بودند.
هنگامی که برلوسکونی در سال ۱۹۸۶ آث میلان را به مبلغ تقریبی ۱۰ میلیون یورو خرید، عملاً باشگاه را از فروپاشی نجات داد. میلان غرق در بدهی بود و مالک قبلی، جوزپه فارینا، حتی از کشور فرار کرده بود. برلوسکونی بلافاصله بلندپروازی را به باشگاه بازگرداند و با سرمایهگذاریهای کلان، میلان را به یک تیم در سطح جهانی تبدیل کرد. او ستارگانی از جمله سهگانه مشهور هلندی شامل مارکو فان باستن، رود گولیت و فرانک رایکارد را جذب کرد. در عین حال، موفقیت باشگاه به طور فزایندهای با اهداف تجاری و سیاسی برلوسکونی گره خورد.
این موضوع در فصل ۲۰۰۱/۰۲ آشکار شد. میلان ۱۴۶.۵ میلیون یورو صرف بازیکنان جدید کرد، در حالی که فقط ۱۸.۳ میلیون یورو از فروش بازیکنان درآمد داشت. این به معنای سرمایهگذاری خالص ۱۲۸.۲ میلیون یورویی بود. این هزینهها همزمان با بازگشت برلوسکونی به عنوان نخست وزیر ایتالیا بود. بنابراین، سرمایهگذاری در میلان نه تنها از نظر ورزشی مهم بود، بلکه تصویر شخصی و سیاسی او را نیز تقویت میکرد. اگرچه این مدل از نظر ورزشی کارآمد بود، اما از نظر مالی پایدار نبود.
ثبات مالی میلان به شدت به شرکت فیناینوست (Fininvest) متعلق به برلوسکونی وابسته بود. سالها، این شرکت زیانهای باشگاه را جبران میکرد. تنها در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، فیناینوست به ترتیب ۷۱.۷ میلیون و ۶۸.۹ میلیون یورو برای پوشش کسریهای مالی پرداخت کرد. آمارهای سال ۲۰۱۰ نشان میدهد که مشکل چقدر بزرگ بود: میلان ۲۲۷.۷ میلیون یورو درآمد داشت اما ۳۲۹ میلیون یورو هزینه میکرد. این اختلاف باید هربار توسط مالک تأمین میشد.
حتی در سالهایی که میلان سودده بود، مشخص بود که باشگاه از نظر مالی سالم نیست. این سودها عمدتاً به دلیل فروش بازیکنان ستاره بود و نه به دلیل عملیات تجاری باثبات. به عنوان مثال، فروش آندری شوچنکو ۳۱.۵ میلیون یورو سود خالص به ارمغان آورد. فروش کاکا ۴.۶ میلیون یورو و فروش زلاتان ابراهیموویچ و تیاگو سیلوا روی هم تنها ۵ میلیون یورو سود داشت. این نشان داد که میلان تا چه اندازه به فروش بازیکنان کلیدی وابسته شده بود.
علاوه بر این، باشگاه سرمایهگذاری بسیار کمی در آکادمی جوانان داشت. برای یک باشگاه سالم از نظر مالی، پرورش استعدادهای داخلی اغلب ضروری است. با این حال، در دوره برلوسکونی، آث میلان به ندرت موفق به معرفی بازیکنان جوان به تیم اصلی شد. تا سال ۲۰۱۱ تنها ماتیا دسکیلیو توانست به تیم اصلی راه پیدا کند. موفقیت عمدتاً خریداری میشد تا ساخته شود. هنگامی که حمایت مالی مالک قطع شد، آسیبپذیری واقعی باشگاه آشکار گردید.
در پایان دوره برلوسکونی، میلان بدهی کمی داشت، اما باشگاه به طور ساختاری با زیان فعالیت میکرد. میلان سالانه بیش از ۷۰ میلیون یورو ضرر میداد و کاملاً به حمایت مالک وابسته بود. وقتی آن حمایت از بین رفت، مشکلات واقعاً نمایان شدند.
در سال ۲۰۱۶، آث میلان توسط سینو-اروپا اسپورتس (Sino-Europe Sports) با مبلغی حدود ۶۰۰ میلیون پوند خریداری شد. هدف از این خرید، نوید یک دوره جدید موفقیت بود و بخشی از روند گستردهتر سرمایهگذاری چینیها در باشگاههای فوتبال سراسر جهان محسوب میشد.
در ابتدا، خوشبینی زیادی وجود داشت. در تابستان پس از تصاحب، میلان بیش از ۲۰۰ میلیون یورو صرف بازیکنان جدید کرد، از جمله لئوناردو بونوچی و آندره سیلوا. با این حال، در پایان سال ۲۰۱۷، وضعیت ناگهان تغییر کرد. دولت چین قوانین سختگیرانهتری را برای سرمایهگذاری خارجی در ورزش وضع کرد و ارسال پول به باشگاههای خارجی دشوار شد.
این امر عواقب بزرگی برای آث میلان داشت. خرید باشگاه عمدتاً با پول قرض گرفته شده تأمین مالی شده بود. وقتی تأمین مجدد منابع مالی غیرممکن شد و بدهیها باید بازپرداخت میشدند، بحران بزرگی به وجود آمد. ظرف ده سال، میلان از قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۷، به یک باشگاه بحرانزده مالی تبدیل شد که در نهایت توسط صندوق پوشش ریسک آمریکایی الیوت منیجمنت تصاحب گردید.
برای بسیاری از هواداران، این اتفاق نوعی تحقیر محسوب میشد. آنها احساس میکردند که هویت باشگاه فدای منافع مالی شده و میلان به دست سرمایهگذاران سختگیر دنیای مالی افتاده است. با این حال، این دیدگاه کاملاً دقیق از آب درنیامد.
تحت رهبری الیوت، آث میلان دوره احیا را آغاز کرد. این امر نه از طریق هزینههای بزرگ و پرخطر، بلکه از طریق انضباط و ساختاردهی حاصل شد. ثبات مالی مهمتر از موفقیتهای سریع شد. مدیریت خوب جایگزین هرج و مرج شد و برنامهریزی بلندمدت جای تصمیمات نوستالژیک را گرفت.
نقش الیوت اغلب به اشتباه درک میشود. این شرکت باشگاه را برای کسب سود سریع یا تحمیل یک چشمانداز ورزشی تصاحب نکرد. الیوت مجبور به مداخله شد زیرا میلان از نظر مالی بیثبات بود و بقای باشگاه در خطر قرار داشت.
برنامه احیای الیوت بر سه هدف کلیدی استوار بود:
آمارهای مالی از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد که میلان در سالهای اول تحت نظر الیوت، هنوز از نظر مالی سالم نبود.
زیانهای عملیاتی قابل توجه بودند:
توجه به این نکته مهم است که این زیانها با بدهیهای جدید یا فروش داراییهای باشگاه جبران نشدند. در عوض، الیوت این کسری را با پول خود پوشش داد. این شرکت سرمایهگذاری کرد:
ترس هواداران مبنی بر اینکه الیوت قصد تخلیه منابع مالی باشگاه را دارد، بیپایه و اساس بود. الیوت مانند سرمایهگذاری رفتار کرد که میخواست باشگاه را باثبات کرده و آینده آن را تضمین کند. بخش مهمی از این کار، تقویت برند آث میلان و افزایش درآمدهای تجاری بود.
اگر الیوت صرفاً تلاش میکرد باشگاه را از ریسکها محافظت کند، احتمالاً درآمدها ثابت باقی میماندند. اما در واقعیت، اتفاقی معکوس رخ داد. آمارهای مالی آث میلان نشان میدهد که باشگاه آگاهانه از یک مدل ناپایدار و غیرقابل تحمل به سمت شیوهای باثباتتر برای کسب درآمد حرکت کرد.
الیوت استراتژی جدیدی را معرفی کرد که بر افزایش فعالیتهای تجاری باشگاه متمرکز بود. هدف، ایجاد درآمد باثبات و بلندمدت از طریق قراردادهای اسپانسری و مشارکتهای تجاری بود.
در طول پنج سالی که الیوت درگیر باشگاه بود:
این رشد خود به خود اتفاق نیفتاد. الیوت در مدیران تجاری باتجربه سرمایهگذاری کرد و سازمان باشگاه را حرفهایتر ساخت. افرادی مانند کاسپر استایلسویگ (با تجربه در منچستریونایتد و فولام) و جیمز موری (قبلاً در آرسنال) منصوب شدند. هدف الیوت این بود که آث میلان کمتر به درآمدهای اتفاقی وابسته باشد و به جای آن، رشد تجاری ساختاری را تضمین کند.
لحظه مهم دیگر، ارزیابی مجدد برند «میلان» در سال ۲۰۲۲ بود. باشگاه ارزش این برند را تقریباً ۱۷۴ میلیون یورو تعیین کرد و آن را بهعنوان یک دارایی نامشهود در ترازنامه خود گنجاند. این امر مطابق با قوانین ایتالیا انجام شد و موقعیت مالی و اعتبار باشگاه را بهبود بخشید، اما هیچ پول اضافی یا مزایای مالیاتی ایجاد نکرد. به عبارت دیگر، تصویر مالی باشگاه را تقویت کرد بدون اینکه نقدینگی آن را تغییر دهد. این همسو با استراتژی الیوت بود که بر ثبات به جای سود سریع تمرکز داشت.
الیوت سرمایهگذاری در بازیکنان را نه به عنوان هزینههای معمولی، بلکه به عنوان راهی برای قویتر و باثباتتر ساختن باشگاه میدید. یک تیم خوب نباید فقط موفقیت ورزشی به ارمغان بیاورد، بلکه باید از نظر مالی نیز به آینده باشگاه کمک کند.
برای دستیابی به این هدف، سازمان ورزشی باشگاه کاملاً تغییر یافت. به پائولو مالدینی، اسطوره باشگاه، نقشی مهم در سیاستهای فنی داده شد. علاوه بر این، هندریک آلمستات (با تجربه در گلدمن ساکس) برای توسعه سیستم دادهمحور استعدادیابی و تحلیل بازیکنان منصوب شد. این یک انتخاب احساسی نبود، بلکه گامی آگاهانه به سوی مدیریت حرفهای بود.
این رویکرد در تصمیمات مربوط به قراردادها نیز مشهود بود. آث میلان تصمیم گرفت چندین قرارداد گرانقیمت را تمدید نکند، حتی اگر به معنای از دست دادن بازیکنان بزرگ بود. شناختهشدهترین مثال، جانلوئیجی دوناروما است. علیرغم اینکه او یک استعداد برتر و محصول آکادمی بود، پس از عدم توافق بر سر قرارداد جدید، به صورت آزاد راهی پاری سن ژرمن شد. از نظر ورزشی این یک ضرر بود، اما از نظر مالی، باشگاه به استراتژی خود وفادار ماند: میلان نمیخواست قراردادهایی امضا کند که ریسکهای بلندمدت ایجاد کنند.
در عین حال، تمرکز باشگاه بر روی بازیکنان جوانتر افزایش یافت. این امر میلان را کمتر وابسته به ستارههای مسن با دستمزدهای بالا، مانند لئوناردو بونوچی، کرد. هدف این نبود که کمتر هزینه شود، بلکه هدف این بود که انعطافپذیرتر عمل شود. بازیکنان جوان معمولاً دستمزد کمتری دارند، میتوانند بعداً با سود فروخته شوند و فضای بیشتری برای سرمایهگذاری به باشگاه میدهند.
این استراتژی به وضوح در آمارها منعکس شده است. در اکتبر ۲۰۲۰، آث میلان، علیرغم حضور زلاتان ابراهیموویچ، جوانترین ترکیب را در بین پنج لیگ بزرگ اروپایی داشت. میانگین سنی تیم ۲۴.۵ سال بود. این تصادفی نبود، بلکه بخشی از یک استراتژی روشن برای پیوند بهتر عملکرد ورزشی و ثبات مالی بود.
تمرکز بر بازیکنان جوان به این معنی نبود که میلان کمتر سرمایهگذاری کند. تنها در فصل ۲۰۱۸/۱۹، باشگاه بیش از ۱۵۰ میلیون یورو صرف حق بازیکنان کرد. الیوت به سرمایهگذاری ادامه داد، اما در عین حال، هزینههای دستمزد را به شدت کنترل کرد.
این ترکیب از سرمایهگذاریهای هدفمند، انضباط در حقوق و دستمزد و استعدادیابی دادهمحور، منجر به عملکرد ورزشی بهتر شد بدون اینکه مشکلات مالی گذشته تکرار شوند.
آمارهای دستمزد به وضوح این را نشان میدهد. در حالی که درآمدها پس از همهگیری کرونا به شدت افزایش یافت، هزینههای حقوق عملاً بدون تغییر باقی ماند. طبق تحلیل فوتبال بنچمارک، دستمزدها بین ۲۰۱۹/۲۰ و ۲۰۲۱/۲۲ تنها اندکی افزایش یافتند، از ۱۴۵ میلیون یورو به ۱۴۸ میلیون یورو.
هزینههای استهلاک مربوط به نقل و انتقالات نیز کاهش یافت، از حدود ۹۵ میلیون یورو در سال ۲۰۲۰ به ۶۳ میلیون یورو در سال ۲۰۲۲. این عمدتاً به دلیل تمرکز بیشتر میلان بر روی بازیکنان جوانتر و توسعه استعدادهای داخلی بود.
در همین حال، درآمدها بسیار سریعتر رشد کردند. در همان دوره، درآمدهای اصلی باشگاه – یعنی به استثنای درآمدهای حاصل از فروش بازیکنان – از ۱۶۴ میلیون یورو به ۲۸۷ میلیون یورو افزایش یافت. این رشد ۱۲۳ میلیون یورویی، معادل ۷۵ درصد، بود.
این تحول مدل مالی آث میلان را به طور ریشهای تغییر داد. در فصل ۲۰۱۹/۲۰، ۸۸ درصد از درآمد همچنان صرف حقوق و دستمزد میشد که از نظر مالی پرخطر بود. تا سال ۲۰۲۲، این درصد به ۵۲ درصد کاهش یافت، سطحی که از نظر مالی سالم و رقابتی محسوب میشود.
تفاوت بین درآمدهای به سرعت در حال رشد و هزینههای باثبات نشان میدهد که چگونه الیوت به طور ساختاری باشگاه را اصلاح کرد. سرمایهگذار به دنبال کسب سود سریع نبود، بلکه میخواست آث میلان را برای مالکان و سرمایهگذاران آینده، دوباره جذاب سازد.
الیوت با جذب زیانها، حرفهای کردن مدیریت و افزایش درآمدهای تجاری، پایههای رشد پایدار را بنا نهاد. بدون این دوره اصلاحات مالی و سازمانی، نه آینده باثباتی وجود داشت و نه فروش موفق باشگاه امکانپذیر بود.
اصلاحات مالی بلافاصله منجر به نتایج بهتر در زمین نمیشود. در فوتبال، اغلب چندین فصل طول میکشد تا تغییرات پشت صحنه در عملکرد ورزشی قابل مشاهده شوند. این مورد در آث میلان تحت نظر الیوت نیز صادق بود. اما هرچه باشگاه از نظر مالی باثباتتر شد و سازماندهی آن بهبود یافت، نتایج در زمین نیز کم کم بهتر شدند.
میلان در فصل ۲۰۲۰/۲۱ بازگشت خود به فوتبال اروپا را رقم زد و در آن سال نایب قهرمان سری آ شد. باشگاه همچنین در فصول ۲۰۱۸/۱۹ و ۲۰۱۹/۲۰ به نیمهنهایی کوپا ایتالیا رسید. اینها اوجهای تصادفی نبودند، بلکه نشانههایی بودند از اینکه میلان به تدریج دوباره قویتر میشود. اوج کار در فصل ۲۰۲۱/۲۲ رخ داد، زمانی که باشگاه قهرمان ایتالیا شد. این قهرمانی نه یک موفقیت ناگهانی، بلکه نتیجه چندین سال بازسازی دقیق بود.
احیای میلان از طریق یک انتقال بزرگ یا یک قمار پرخطر به دست نیامد. این عمدتاً نتیجه فشار مالی کمتر، تصمیمات روشنتر و اعتماد بیشتر در داخل باشگاه بود. با ثباتتر شدن وضعیت مالی، میلان توانست در ساختار تیم، توسعه بازیکنان و حمایت از کادر فنی، صبر و حوصله به خرج دهد.
این صبر و آرامش حیاتی بود. آرامش حاکم بر باشگاه به استفانو پیولی، سرمربی، و پائولو مالدینی، مدیر فنی، زمان داد تا یک پروژه ورزشی منسجم بسازند. این امر به میلان اجازه داد تا بر روی تداوم کار کند بدون اینکه مجبور باشد هر بار از نو شروع کند. الیوت با این کار نشان داد که سرمایهگذاران خصوصی لزوماً تنها بر نتایج سریع متمرکز نیستند. در این مورد، ثبات مالی در واقع موفقیت ورزشی را ممکن ساخت.
آمارهای مالی نیز این تصویر را تأیید میکنند. در فصل ۲۰۲۱/۲۲، گردش مالی میلان ۲۲ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. این امر میلان را به تنها باشگاه در میان باشگاههای سنتی بالای جدول ایتالیا تبدیل کرد که در آن سال رشد داشت. باشگاه همچنین EBITDA مثبت تقریباً ۳۰ میلیون یورویی ثبت کرد و بدهی خالص خود را از ۱۰۱ میلیون یورو به حدود ۲۸ میلیون یورو کاهش داد. عملکرد ورزشی و ثبات مالی یکدیگر را تقویت کردند، دقیقاً همانطور که الیوت قصد داشت.
وقتی میلان سرانجام قهرمان لیگ شد، کمتر شبیه یک معجزه و بیشتر شبیه یک نتیجه منطقی از سیاستهای اجرا شده احساس شد. باشگاه ساختار و ثبات خود را بازیافته بود.
قهرمانی لیگ ۲۰۲۱/۲۲ بیش از پایان یازده سال بدون جام بود. همچنین لحظهای بود که الیوت میتوانست کار خود را در آث میلان تمام شده ببیند. نه به این دلیل که بردن جام هدف اصلی بود، بلکه به این دلیل که نشان داد باشگاه دوباره از نظر مالی، سازمانی و فرهنگی سالم است.
الیوت تلاش نکرد هویت میلان را تغییر دهد، بلکه آن را تقویت کرد. با دادن نقشهای مهم به اسطورههای باشگاه مانند پائولو مالدینی و سرمایهگذاری مجدد در توسعه جوانان و فرهنگ باشگاه، میلان تعادلی بین سنت و مدرنیزاسیون پیدا کرد. باشگاه سعی نکرد خود را به زور در کانون توجه نگه دارد، بلکه به تدریج یک هویت روشن را بازسازی کرد.
هنگامی که الیوت باشگاه را ترک کرد، آث میلان دیگر به کمکهای مالی اضطراری سهامداران وابسته نبود. باشگاه رقابتپذیری، رشد تجاری و سازماندهی حرفهای خود را بازیافته بود. نکته قابل توجه این است که اوج ورزشی با انتقال مالکیت همزمان شد. نه به این دلیل که الیوت میخواست سود سریع کسب کند، بلکه به این دلیل که کار ثباتسازی به پایان رسیده بود. اسکودتو (قهرمانی سری آ) شانس نبود، بلکه نتیجه استراتژی بود که سالها با دقت اجرا شده بود.
بنابراین، فروش باشگاه به ردبرد کپیتال یک حرکت پرخطر نبود، بلکه یک گام منطقی بعدی بود. الیوت یک باشگاه آسیبپذیر را تحویل نداد، بلکه سازمانی را واگذار کرد که آماده رشد بیشتر بود. میلان از مرحله «سرمایهگذاری برای بقا» به مرحله «سرمایهگذاری برای رشد» منتقل شد.
حتی پس از فروش، نفوذ الیوت همچنان قابل مشاهده است. بازپرداخت اخیر وامی که الیوت در آن زمان فراهم کرده بود، نشان میدهد که آث میلان اکنون به عنوان یک سازمان باثبات مالی و قابل اعتماد دیده میشود. این تأییدی آرام اما روشن بر تغییراتی است که اجرا شدهاند.
همانطور که گوردون سینگر خلاصه کرد: «ما به آنچه آث میلان از زمان تصاحب توسط الیوت در سال ۲۰۱۸ به دست آورده افتخار میکنیم. تحت رهبری الیوت و سپس ردبرد، عملکرد مالی و ورزشی به طور قابل توجهی بهبود یافته و باشگاه جامهای مهمی از جمله عنوان قهرمانی ۲۰۲۱/۲۲ را کسب کرده است. مدیریت باشگاهی مانند آث میلان مسئولیت بزرگی است و ما برای ردبرد در آینده آرزوی موفقیت میکنیم.»
الیوت خود برای آث میلان هیچ مسابقهای را نبرد؛ اما تضمین کرد که باشگاه دوباره در موقعیتی قرار بگیرد تا بتواند مسابقات را ببرد.
بخش بعدی این مینیسریال، که اواخر ماه جاری منتشر خواهد شد، بر این متمرکز خواهد بود که چگونه ردبرد این زیرساخت را تحویل گرفته و تلاش میکند بر اساس آن بنا کند. در آنجا، تمرکز از ثبات به رشد، توسعه رسانه و ایجاد ارزش بلندمدت در فاز جدیدی برای آث میلان تغییر خواهد کرد.
🚨🚨این مطالب را هم بخوانید:
🔹رافینیا خطاب به رأیدهندگان توپ طلا: برای بردن جوایز فردی باید با شما «دوست» بود! (بارسلونا)
🔹فوری؛ پیشنهاد رسمی فدراسیون پرتغال به ژوزه مورینیو پس از جام جهانی ۲۰۲۶
🔹راز موفقیت لامین یامال؛ ستاره بارسلونا چگونه از فشار سنگین فوتبال دوری میکند؟
🔹هشدار بایرن مونیخ درباره قرارداد هری کین؛ شایعات بزرگ لیگ عربستان جدی شد!
بازی با جوایز نامحدود • خبرگزاری هوشمند